![]() |
![]() |
|
|
كاش مي شد آمدن رؤيا نبود كاش مي شد يك دل تنها نبود سالها تنهاي تنها مانده ام شايد اين رفتن سزاي ما نبود گفته بودي با تو مي مانم نشد شايد اينجا در دل من جا نبود من دعا كردم براي آمدن ولي دستان تو بالا نبود باز هم گفتي كه فردا مي رسي كاش روز آمدن فردا نبود . |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 1:40 توسط دینا |
|
|
همه ي شعرام را بخوني آره اين دلم گرفته يكي اين قلبمو شكسته اگر اين زخمو نبيني اگه مرحمي نزاري شب يلدايي نداري يه هواي سردي داري مي دونم باهام مي موني راز اين دلم را مي دوني مي دونم هستي كنارم پيش قلب بي قرارم دستتو بزار تو هستم با تو من ستاره هستم ديگه تنهايي تمومه تا هميشه عشق مي مونه تو كجايي شب يلدا من به انتظارم اينجا تو كجايي شب ساقي شب عشق و شب راوي تو كجايي عشق شبانه شب شاعر و ترانه تو كجايي شب شعر عاشقونه تو ستاره چشمك هاي بي بهونه تو كجايي شب يلدا شب شعرو شب تنها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:44 توسط دینا |
|
|
نمي خواهم تنها بمونم مثل شعله اي بسوزم وقتي گفتي كه همزبوني يه رفيق مهربوني فهميدم بي تو مي مي ميرم درد عاشقي مي گيرم آخه بودنت هميشه باعث دلگرمي ميشه پس بزار پيشت بمونم اشك چشماتو ببوسم دو هزار بار گريه كردم كه بموني تو كنارم حالا كه اسيرم اسير عشقم تو وجودم غرق مهرم دوست دارم با من بموني
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:43 توسط دینا |
|
|
ديار تنهايي اگه فراموشم كني ترك آغوشم كني اسير يه دريا ميشم تو چنگ موج رها ميشم به دل ميگم خاموش بمونه ميرم كه هر كس بدونه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:51 توسط دینا |
|
|
« و به نام تنهايي كه زيباترين مصيبت الهي است » پاييز با تو از راه رسيد و پرنده هاي غريب آرزوهايمان چه آزادانه پر گشود ند به سوي دستانت چه غريب در پشت پنجره هاي غربت صدايمان را به اگر ببينم خيال رفتن داري زندگي مي سوزد اگر بفهمم روزي از من دلگير شده اي من زاده ي نفس هاي تو هستم مرا رها نكن مي خواهم در سينه ي تو جاودانه بمانم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:50 توسط دینا |
|
|
نمی خواهم تنها بمونم
مثل شعله ای بسوزم وقتی گفتی همزبونی یه رفیق مهربونی فهمیدم بی تو می میرم درد عاشقی می گیرم آخه بودنت همیشه باعث دلگرمی میشه ژس بزار پیشت بمونم اشک چشماتو ببوسم دو هزار بار گریه کردم که بمونی تو کنارم حالا که اسیر عشقم تو وجودم غرق مهرم دوست دارم با من بمونی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 1:3 توسط دینا |
|
|
اول تز روی ادب ای گل خوشبو سلام
دوم از روی محبت به تو دارم یه پیام سومی را چه کنم چاره ندارم که فلک کرده جدا از کدام غنچه بچینم که دهد بوی تو را به نام تنهايي كه زيباترين مصيبت الهي است» سلام بر كبوتر هاي زيباي محبت كه زندگي بدون شما واقا بي معنا است اميدوارم كه حالتون خوب باشد و به وبلاگ من خوش آمديد .
هر چه كه باشي شير گردون شكايت مي كند
هر باشي اي عزيز ايام خارت مي كند . دلت شاد باد چشمانت پر زنور دستان مهربانت با طراوت و لبخندت جاويدان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 0:34 توسط دینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل خرداد 1386 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
محمد حسين سوده جون فريبا amin and nanaz محمود و عشقش |
|
RSS
|